خورشید بی غروب(۴۹)

موانع اجرای عدالت از دیدگاه امام علی (ع)

خودکامگی، امتیازجویی، تبعیض

* از خودپسندی و تکیه زدن بر توانمندی های خویش که به شگفتی وا می‏دارد و گرایش گوش سپردن به چاپلوسی ها را در تو زنده می‏کند، سخت دوری کن که این مطمئن‏ترین فرصتی است شیطان را، برای پایمال کردن نیکی نیکوکاران.

 با خدمت هایت به مردم، بر آنان منت منه، و در عملکردهایت گزافه گویی مکن، و از وعده دادن هایی که به جای آوردنشان را نتوانی و به آنها پشت پا می‏زنی، دوری گزین که منت خدماتت را بی‏بها می‏کند، گزافه گویی فروغ حق را بی‏رنگ می‏سازد و خلف وعده خشم خدا و خلق را بر می‏انگیزد. که خدای متعال می‏فرماید: گفتن آنچه بدان عمل نمی‏کنید، خشم بزرگ خدا را موجب می‏شود. (قرآن کریم، سوره ۶۱، آیه ۳)

زنهار که در جریان ها، پیش از فراهم شدن اسباب لازم، شتاب ورزی، یا به هنگام امکان عملی فرصت را از دست دهی، یا به گاه ناشناختن راه، سر سختی پیش گیری، یا به هنگام روشنیش، کاهلی کنی. پس، هر کاری را در جای بایسته خود انجام ده، و برای هر عملی، در موقعیت فراخورش اقدام کن.

 در آنچه تمامی مردم حقی برابر دارند، خودکامگی مکن و از پوشاندن آنچه برای مردم آشکار است بپرهیز که سرانجام حق مردم را از تو باز می‏ستانند و بزودی پرده‏ها بالا می‏رود و به سود ستمدیدگان محکوم خواهی شد.

 باد غرورت، فوران خشمت، یورش دست و تندی زبانت را با قدرت مالک باش، و با دوری از شتاب و پس افکندن خشم، تا آرامش روحی و تسلط کامل بر نفس، از آسیب این همه بپرهیز، و در سراشیب نفس به چنین استواری نتوانی دست یافت جز این که به بازگشت بسوی پروردگارت فراوان بیندیشی.

* جمعی از یاران سهل پسر حنیف انصاری- که کارگزار مولا در مدینه بود- به معاویه پیوستند، در این باره، حضرت خطاب به او نوشت:

 اما بعد، به من گزارش داده شده است که جمعی از یاران و اطرافیانت یکی پس از دیگری به معاویه پناه می‏برند، مباد که برای از دست دادن آنها و نیرویشان، افسوس بخوری! همین تو را در دلداری و آنان را به عنوان سند گمراهی بس، که آنان از هدایت و حق گریزان شده‏اند و به سوی نابینایی و جهل شتافته‏اند. واقعیت جز این نیست که آنها اهل دنیایند، آن را قبله خویش گرفته‏اند و به سویش می‏شتابند! تردیدی نیست که آنان عدل را شناخته‏اند و با چشم و گوش دریافته‏اند و احساسش کرده‏اند و بدین حقیقت نیز آگاهی یافته‏اند که در دستگاه ما، مردم در برابر حق و عدالت برابرند، با این همه به سوی خودکامگی و انحصار طلبی گریخته‏اند. پس دور باش و لعنت بر آنان باد! به خدا سوگند که آنان از جور نگریخته‏اند و به عدالت نپیوسته‏اند. از این رو، در این جریان امید مداممان خداوند است که با خواست خود چموش این بحران را رام، و سختی و ناهمواریش را نرم و هموار سازد، به خواست خدا.

* نامه‏ای به محمد پسر ابی‏بکر به هنگام واگذاری اداره امور مصر به او

 در برابر مردم فروتن باش و با آنان نرم خویی و انعطاف پذیری پیشه کن. و در برخورد با آنان گشاده‏رو باش و برابری را- هر چند در نگاه و اشاره‏های تعارف‏آمیز- پاس دار، تا زورمندان در ظلم طمع نبندند و ناتوانان از عدالتت نومید نشوند. که خدای متعال شما انبوهه بندگانش را از کارهای کوچک و بزرگ و پنهان و آشکارتان مورد سوال قرار می‏دهد. پس اگر عذاب کند این شمایید که ستمکارترینید و اگر ببخشاید این خداوند است که کریمترین است.

* نامه‏ای به یکی از کارگزاران

 اما بعد، بی‏گمان تو از معدود کسانی هستی که در برپایی دین، درهم شکستن غرور خیانتکاران و پاسداری مرزهای این سرزمین، به نیرویشان تکیه دارم. پس در برخوردی با آنچه بدان همت می‏گماری، از خدا یاری بجوی و سختی و قاطعیت را با نرمش و انعطاف در هم بیامیز، تا جایی که نرمش کار ساز است نرمش کن، و آن جا که جز سخت گیری و قاطعیت کار ساز نیست، مصمم و با قدرت دست به کار شو. در برابر مردمی که در حوزه مسوولیت تواند فروتن و با آنان گشاده‏رو و ملایم باش و موضعی نرم و انعطاف پذیر برگزین، مساوات را حتی در گردش چشم و نگاه و سلام و تعارف نیز پاس دار، تا بزرگان و نفوذ داران، در تجاوز به تو طمع نکنند و ناتوانان نیز از عدالتت نومید نشوند.

* با خدا و مردم- چه در رابطه با خود و چه با خویشان نزدیک، و هر آن کس از مردم زیر فرمانت که گرایش خاصی به او داری- انصاف را پاس دار، و گر نه دست به ستم خواهی آلود! و هر که بر بندگان خدا ستم کند، نه با ستمدیده که با خدا در ستیز باشد. و هر که خدا با او بستیزد، منطقش را فرو می‏کوبد و تا مرگ یا بازگشت، در جایگاه پیکار با خدا باشد. در دگرگونی نعمت خدا و شتاب در قهر و خشمش، چیزی چونان پای فشردن بر ستم نباشد، چرا که خداوند ناله انسان های باز مانده در زیر چکمه‏ها را می‏شنود و ستمگران را در کمین باشد.

 می‏باید که برای تو پسندیده‏ترین کارها همان باشد که در حق میانه‏ترین است، در عدل فراگیرترین و در جلب خشنودی مردم گسترده‏ترین، که بی‏شک خشم همگانی اثر رضایت خاصان را از بین می‏برد، در حالی که خشم خواص با خشنودی همگان بخشوده می‏شود. خواص- در سنجش با انبوه مردم- در اوضاع عادی ، حکومت را باری سنگین‏ترند و در روزگار سختی یاریشان کمتر است، از مروت و مردمی، نگرانترند و درخواست ها بیشتر پای می‏فشارند، در برابر دهش ها کم‏سپاس ترند و در برابر دریغ ها پوزش ناپذیرتر، و در هنگامه رویدادهای دردناک روزگار، ایستادگیشان کمتر است. و این تنها انبوهه مردم‏اند که دین را تکیه‏گاه، مسلمانان را ریشه رویا و با دشمنان در نبرد نیروی ذخیره‏اند. پس گوش تو ویژه ایشان و گرایشت همسویشان باشد.

لا حول ولا قوه الا بالله العلی العظیم

امید به اینکه درس و فرمان امام، عملاً چراغ راه اجتماع، بویژه سیاستمداران (نه سیاست بازان) و مسؤولین و مدیران باشد. – آمین

ادامه دارد…

نظرتان را بنویسید

جدیدترین اخبار