موانع اجرای عدالت از دیدگاه امام علی (ع)
خودکامگی، امتیازجویی، تبعیض
* از خودپسندی و تکیه زدن بر توانمندی های خویش که به شگفتی وا میدارد و گرایش گوش سپردن به چاپلوسی ها را در تو زنده میکند، سخت دوری کن که این مطمئنترین فرصتی است شیطان را، برای پایمال کردن نیکی نیکوکاران.
با خدمت هایت به مردم، بر آنان منت منه، و در عملکردهایت گزافه گویی مکن، و از وعده دادن هایی که به جای آوردنشان را نتوانی و به آنها پشت پا میزنی، دوری گزین که منت خدماتت را بیبها میکند، گزافه گویی فروغ حق را بیرنگ میسازد و خلف وعده خشم خدا و خلق را بر میانگیزد. که خدای متعال میفرماید: گفتن آنچه بدان عمل نمیکنید، خشم بزرگ خدا را موجب میشود. (قرآن کریم، سوره ۶۱، آیه ۳)
زنهار که در جریان ها، پیش از فراهم شدن اسباب لازم، شتاب ورزی، یا به هنگام امکان عملی فرصت را از دست دهی، یا به گاه ناشناختن راه، سر سختی پیش گیری، یا به هنگام روشنیش، کاهلی کنی. پس، هر کاری را در جای بایسته خود انجام ده، و برای هر عملی، در موقعیت فراخورش اقدام کن.
در آنچه تمامی مردم حقی برابر دارند، خودکامگی مکن و از پوشاندن آنچه برای مردم آشکار است بپرهیز که سرانجام حق مردم را از تو باز میستانند و بزودی پردهها بالا میرود و به سود ستمدیدگان محکوم خواهی شد.
باد غرورت، فوران خشمت، یورش دست و تندی زبانت را با قدرت مالک باش، و با دوری از شتاب و پس افکندن خشم، تا آرامش روحی و تسلط کامل بر نفس، از آسیب این همه بپرهیز، و در سراشیب نفس به چنین استواری نتوانی دست یافت جز این که به بازگشت بسوی پروردگارت فراوان بیندیشی.
* جمعی از یاران سهل پسر حنیف انصاری- که کارگزار مولا در مدینه بود- به معاویه پیوستند، در این باره، حضرت خطاب به او نوشت:
اما بعد، به من گزارش داده شده است که جمعی از یاران و اطرافیانت یکی پس از دیگری به معاویه پناه میبرند، مباد که برای از دست دادن آنها و نیرویشان، افسوس بخوری! همین تو را در دلداری و آنان را به عنوان سند گمراهی بس، که آنان از هدایت و حق گریزان شدهاند و به سوی نابینایی و جهل شتافتهاند. واقعیت جز این نیست که آنها اهل دنیایند، آن را قبله خویش گرفتهاند و به سویش میشتابند! تردیدی نیست که آنان عدل را شناختهاند و با چشم و گوش دریافتهاند و احساسش کردهاند و بدین حقیقت نیز آگاهی یافتهاند که در دستگاه ما، مردم در برابر حق و عدالت برابرند، با این همه به سوی خودکامگی و انحصار طلبی گریختهاند. پس دور باش و لعنت بر آنان باد! به خدا سوگند که آنان از جور نگریختهاند و به عدالت نپیوستهاند. از این رو، در این جریان امید مداممان خداوند است که با خواست خود چموش این بحران را رام، و سختی و ناهمواریش را نرم و هموار سازد، به خواست خدا.
* نامهای به محمد پسر ابیبکر به هنگام واگذاری اداره امور مصر به او
در برابر مردم فروتن باش و با آنان نرم خویی و انعطاف پذیری پیشه کن. و در برخورد با آنان گشادهرو باش و برابری را- هر چند در نگاه و اشارههای تعارفآمیز- پاس دار، تا زورمندان در ظلم طمع نبندند و ناتوانان از عدالتت نومید نشوند. که خدای متعال شما انبوهه بندگانش را از کارهای کوچک و بزرگ و پنهان و آشکارتان مورد سوال قرار میدهد. پس اگر عذاب کند این شمایید که ستمکارترینید و اگر ببخشاید این خداوند است که کریمترین است.
* نامهای به یکی از کارگزاران
اما بعد، بیگمان تو از معدود کسانی هستی که در برپایی دین، درهم شکستن غرور خیانتکاران و پاسداری مرزهای این سرزمین، به نیرویشان تکیه دارم. پس در برخوردی با آنچه بدان همت میگماری، از خدا یاری بجوی و سختی و قاطعیت را با نرمش و انعطاف در هم بیامیز، تا جایی که نرمش کار ساز است نرمش کن، و آن جا که جز سخت گیری و قاطعیت کار ساز نیست، مصمم و با قدرت دست به کار شو. در برابر مردمی که در حوزه مسوولیت تواند فروتن و با آنان گشادهرو و ملایم باش و موضعی نرم و انعطاف پذیر برگزین، مساوات را حتی در گردش چشم و نگاه و سلام و تعارف نیز پاس دار، تا بزرگان و نفوذ داران، در تجاوز به تو طمع نکنند و ناتوانان نیز از عدالتت نومید نشوند.
* با خدا و مردم- چه در رابطه با خود و چه با خویشان نزدیک، و هر آن کس از مردم زیر فرمانت که گرایش خاصی به او داری- انصاف را پاس دار، و گر نه دست به ستم خواهی آلود! و هر که بر بندگان خدا ستم کند، نه با ستمدیده که با خدا در ستیز باشد. و هر که خدا با او بستیزد، منطقش را فرو میکوبد و تا مرگ یا بازگشت، در جایگاه پیکار با خدا باشد. در دگرگونی نعمت خدا و شتاب در قهر و خشمش، چیزی چونان پای فشردن بر ستم نباشد، چرا که خداوند ناله انسان های باز مانده در زیر چکمهها را میشنود و ستمگران را در کمین باشد.
میباید که برای تو پسندیدهترین کارها همان باشد که در حق میانهترین است، در عدل فراگیرترین و در جلب خشنودی مردم گستردهترین، که بیشک خشم همگانی اثر رضایت خاصان را از بین میبرد، در حالی که خشم خواص با خشنودی همگان بخشوده میشود. خواص- در سنجش با انبوه مردم- در اوضاع عادی ، حکومت را باری سنگینترند و در روزگار سختی یاریشان کمتر است، از مروت و مردمی، نگرانترند و درخواست ها بیشتر پای میفشارند، در برابر دهش ها کمسپاس ترند و در برابر دریغ ها پوزش ناپذیرتر، و در هنگامه رویدادهای دردناک روزگار، ایستادگیشان کمتر است. و این تنها انبوهه مردماند که دین را تکیهگاه، مسلمانان را ریشه رویا و با دشمنان در نبرد نیروی ذخیرهاند. پس گوش تو ویژه ایشان و گرایشت همسویشان باشد.
لا حول ولا قوه الا بالله العلی العظیم
امید به اینکه درس و فرمان امام، عملاً چراغ راه اجتماع، بویژه سیاستمداران (نه سیاست بازان) و مسؤولین و مدیران باشد. – آمین
ادامه دارد…