انسان ها برای برآوردن نیازهای زندگی خود، گرچه یکسری امکانات و وسایل مورد نیاز را در اختیار دارند، اما توقعات و انتظاراتی هم وجود دارد که در همان زمان، در دسترس آنها نیست؛ ولی آرزو دارند به آنها دست یابند و بتالطبع در همین راستا نیز تلاش می کنند. آنچه مسلم است اینکه هیچ وقت امکانات و توقعات ، با هم برابر نیستند و همیشه شکافی بین آنها وجود دارد. وجود شکافی اندکبین توقعات و امکانات، هم ضروری است و هم پویایی آفرین. اگر انسان به آنچه دارد قانع باشد تلاش و حرکت او کاهش می یابد. افزایش شکاف بین این دو هم خوب نیست؛ زیرا باعث بروز مشکلاتی برای افراد و در سطح کلان جامعه می گردد.
تعاریف:
توقعات:
-۱ چشم داشتن، انتظار حصول امری را داشتن.
-۲ انتظارات و خواسته هایی که افراد در زندگی دارند و آرزوی برآوردن آنها را دارند.
امکانات:
-۱ قادر گردانیدن بر کاری، دست یافت، میسر بودن
-۲ کالاها، ابزارها و ثروتی که افراد در دسترس دارند و بوسیله ی آنها می توانند توقعات خود را برآورده سازند.
-۳ توقعات و امکانت ارزشی: برخی از اندیشمندان بر این باورند که: توقعات، ناشی از مقایسه ی فرد با دیگران در جامعه است نه نیازهای واقعی آنها. همچنین افراد متناسب با منزلت اجتماعی که دارند، انتظارات و توقعاتشان متفاوت خواهد بود؛ لذا بر این مبنا باید گفت:
- «توقعات ارزشی»، آن دسته از کالاها و شرایط زندگی هستند که مردم خود را بطور موجهی، مستحق آنها می بینند که البته این امری ذهنی است.
- « قابلیت های ارزشی»، امکانات و شرایطی هستند که یک فرد یا گروه تصور می کنند آنها دارند.
بی عدالتی اجتماعی، عاملی موثر در جهت ایجاد شکاف بین توقعات و امکانات:
-۱ احساس بی عدالتی اجتماعی را در دوران رکود اقتصادی، عامل اساسی بروز نارضایتی سیاسی و روان شناختی از نظام سیاسی؛ ناشی از وجود شکاف بین توقعات ارزشی خود با قابلیت های ارزشی محیط است.
-۲ بی عدالتی اجتماعی، مهمتریت عامل بروز نارضایتی و گسست تعهد گروهی در سطوح مختلف اجتماعی، سازمان یا کلیت نظام سیاسی و اجتماعی است.
-۳ وجود و بروز شکاف بین توقعات و امکانات و در پی آن، محرومیت و ناکامی در برخی جوامع ناشی از ساختارهای نظام اجتماعی است. از این نظر در این گونه جوامع، نارضایتی می تواند ساختاری تلقی شود.
-۴ برخی متفکران، مساله را از بعد افزایش توقعات فزاینده ی اقتصادی، تحلیل و تبیین می کنند و معتقدند که اگر بعد از یک دوره پیشرفت اقتصادی، دچار رکود اقتصادی شویم؛ توقعات افراد متناسب با دوره ی پیشرفت اقتصادی، رو به افزایش می رود و با رکود نیز حتی این توقعات کاهش نمی یابند. بنابراین شکافی بین توقعات و امکانات بوجود می آید و افراد دچار ناامیدی و نارضایتی می شوند و ممکن است دست به شورش ، اعتراض و یا ارتکاب جرایم و انحرافات اجتماعی بزنند.
-۵ در دوران رفاه فزاینده و افزایش توقعات، وقتی رشد انتظارات و توقعات همراه با افزایش امکانات تامین آنها باشد، اعتراض رخ نمی دهد.
-۶ فقر یا رفاه یکدست و مداوم، موجد رفتار و شرایط اعتراض آمیز و انحرافات اجتماعی نیست؛ بلکه می تواند وضعیت فکری ناشی از افزایش پیوسته ی توقعات در شرایط کاهش امکان برآورد آنها باشد که فرد را ناخرسند می کند.
عوامل افزایش دهنده توقعات اقتصادی:
-۱ تبلیغات با نشان دادن امکانات مدرن و متنوع
-۲ فیلم هایسینمایی و تلویزیونی که بطور مکرر ضروریات یک زندگی طبیعی را نوعی زندگی با امکانات بالا، نشان می دهد.
-۳ تعامل با سایر کشورها
-۴ وجود تضاد طبقاتی در جامعه و نمایش ثروت توسط طبقات بالا
-۵ ایجاد توقعات توسط رقبای سیاسی و کاندیداهای انتخاباتی(مجلس، ریاست جمهوری، و …)
-۶ زندگی مسوولان و گروه های مرجع
-۷ تبلیغات دشمنان و معارضین که حق مردم را داشتن امکانات فراوان می دانند تا مردم به حاکمان فشار آورند.
-۸تبلیغ فروش اقساطی اجناس
-۹ برگزاری نمایشگاه های متنوع و متفاوت اجناس مصرفی
عوامل افزایش دهنده توقعات فرهنگی:
-۱ رشد نشریات و رسانه ها
-۲ افزایش شبکه های متنوع و مختلف رادیویی و تلویزیونی
-۳ تعامل با سایر کشورها
-۴ روند روبه رشد پیشرفت های علمی و فرهنگی جهان
-۵ به نمایش گذاردن تولیدات فرهنگی جاذب سایر کشورها
-۶ اطلاع از آمار تولیدات فرهنگی
-۷ افزایش توقعات فرهنگی مردم توسط سخنرانان و مداحان
عوامل کاهش دهنده امکانات:
-۱ رکودهای اقتصادی مقطعی
-۲ افزایش بیکاری
-۳ تحریم های اقتصادی
-۴ ناکارآمدی اقتصادی و سیاسی نظام
-۵ وجود بحران ها یا جنگ در کشور
-۶ عدم مدیریت صحیح منابع
-۷ سلطه و انحصار یک گروه بر منابع و امکانات
-۸ عدم اجرای عدالت در جامعه
-۹ کارشکنی و عدم همکاری تولیدکنندگان
-۱۰ احتکار اجناس مورد نیاز برای افزایش کاذب قیمت ها
-۱۱ عدم وجود زیرساخت های مناسب اقتصادی
مشکلات ناشی از افزایش توقعات بدون افزایش امکانات:
-۱ احساس ناکامی و سرخوردگی و ناخرسندی افراد
-۲ افزایش نارضایتی سیاسی
-۳ امکان تلاش برای کسب امکانات از طرق نامشروع و غیر قانونی در نتیجه ی افزایش جرایم و انحرافات اجتماعی
-۴ کاهش همبستگی اجتماعی و افزایش تضاد و تعارض طبقاتی
-۵ افزایش فرار مغزها در روشنفکران
-۶ کاهش مشروعیت نظام سیاسی یا بی اعتمادی به نظام سیاسی
-۷ آمادگی بروز نارضایتی های سیاسی و افزایش خشونت سیاسی و جنبش های اجتماعی
-۸ کاهش احساس امنیت به دلیل افزایش جرایم اجتماعی
-۹ کاهش انگیزه ی تلاش و کسب علم به دلیل دیر به ثمر رسیدن توقعات
راه های جلوگیری از افزایش شکاف بین توقعات و امکانات:
-۱ ساده زیستی مسوولان
-۲ تلاش برای ایجاد عدالت در جامعه
-۳ رسیدگی به طبقات پایین جامعه
-۴ کنترل تبلیغات مصرف گرایانه ی رسانه ها
تلاش برای ضد ارزش شدن نمایش ثروت در جامعه
-۶ کنترل وعده های غیر قابل تحقق توسط احزاب یا کاندیداهای رقیب
-۷ تلاش برای افزایش امکانات
-۸ تلاش برای افزایش خصوصی سازی و اینک مردم خود باید تلاش کنند تا امکانات را به دست آورند نه حاکمیت موظف به این کار باشد.
نتیجه گیری:
- اگرچه شکاف اندک بین توقعات و امکانات، پویا بخش و حرکت آفرین است؛ ولی با افزایش این شکاف، مشکلاتی برای افراد در جامعه بوجود می آید که در صورت عدم رفع آنها می تواند بحران آفرین و شورش زا باشد.
- باید دولت ها با شناخت عوامل ایجاد کننده ی این شکاف از جمله نمایش ثروت در جامعه و تبدیل به ارزش شدن آن و سایر موارد ذکر شده از افزایش شکاف جلوگیری کرده و آن را در حالت تعادل نگه دارند.
